• تاریخ: آذر ۱۹, ۱۳۹۵
  • شناسه خبر: 455
  • ارسال شده توسط : admin

نقدی بوم شناختی بر طرح ملی جنگلانه

از آنجا که طرح ملی «جنگلانه» آذر ماه در سراسر کشور و با هدف احیا و ترمیم رویشگاه‌های جنگلی و مرتعی با همکاری سازمان‌های مردم نهاد، جوامع محلی و علاقمندان به طبیعت برگزار می‌گردد، این طرح ملی از دیدگاه بوم شناختی دارای لک ...

jangalyari_jangalkari

از آنجا که طرح ملی «جنگلانه» آذر ماه در سراسر کشور و با هدف احیا و ترمیم رویشگاه‌های جنگلی و مرتعی با همکاری سازمان‌های مردم نهاد، جوامع محلی و علاقمندان به طبیعت برگزار می‌گردد، این طرح ملی از دیدگاه بوم شناختی دارای لکنت هایی است که در صورت عدم رفع آن، می تواند اثرات جبران ناپذیری بر اجزای مختلف این زیست بوم در معرض نابودی داشته باشد. لذا هدف از این نوشتار نقد بوم شناختی «جنگلانه» و در نهایت مرور پیشنهادهایی در جهت رفع این لکنت ها است تا پیکر نیمه جان و رنجور طبیعت این سرزمین را بیش از پیش دستخوش تغییرات غیر کارشناسی ننمائیم.
بنابر آنچه در راهنمای مشارکت در طرح ملی جنگلانه -که بسیار کوتاه و ناقص است- آورده شده است، باید انتخاب بذر و عرصه با مشورت گرفتن از ادارات منابع طبیعی و آبخیزداری و همچنین محیط زیست هر شهرستان انتخاب گردد. نکاتی که ذکر آنها خالی از لطف نیست این است که اولاً انتخاب بذر و گونه­ های جدید باید با احتیاط هر چه تمام تر ولو با نظر کارشناسان وارد عرصه های جدید مرتعی و جنگلی شود. بدین صورت که بذور و گونه های جدید وارد شده ابتدا در یک سطح محدود و به صورت پایلوت در این عرصه ها کشت گردد و در سال های مختلف وضعیت این گونه ها و اثراتش بر اجزای مختلف اکوسیستم (گونه های بومی، تنوع زیستی، خاک، جانوران، پرندگان و …) بررسی گردد و در صورتی که اثرات منفی نداشت سپس مجوز ورود آنها به عرصه های طبیعی در سطح وسیع تر صادر گردد. که این امر مستلزم کارهای پژوهشی طی چندین سال متمادی می باشد. پژوهش های علمی انجام شده در گذشته توسط محققین مختلف داخلی حاکی از اثرات منفی و زیانبار گونه های کاشت شده (بومی و غیر بومی) به عرصه های طبیعی است که می توان به اثرات نامطلوب کاشت گونه بومی جاشیر در زیست بوم زاگرس و اثرات منفی آن شامل کاهش تنوع زیستی گونه های گیاهی و همچنین خشکیدگی گون ها که خود ذخیره گاه ژنتیکی زاگرس هستند، اشاره نمود. وارد نمودن و کاشت بدون تحقیق و عجولانه آتریپلکس، کهور پاکستانی، تاغ، اکالیپتوس، کنوکارپوس، ،آزولا و گونه های مهاجم دیگر در جای جای این زیست بوم رنجور نیز داستان غم انگیزی است که اثرات غیر قابل جبرانش سال ها بر پیکر این سرزمین پیداست و تبدیل به معضلی شده است. پس پیشنهاد می گردد سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور که بانی رویشگاه های طبیعی کشور است قبل از اجرای طرح جنگلانه، با کمک مراکز تحقیقاتی در جای جای ایران و در قالب طرح های پایلوت گونه های مناسب را طی یک دستورالعمل منسجم و علمی به ادارات کل استانها و شهرستانها ابلاغ و سپس از نیروی توانمند جوامع محلی و گروههای مردم نهاد جهت احیای مراتع و جنگلها استفاده گردد چرا که وارد کردن گونه های گیاهی بدون کارهای علمی نه تنها به یاری طبیعت نخواهد شتافت بلکه باری دیگر بر دوش طبیعت خواهد گذاشت. و لازم است تا اجرای چنین کاری مسئولان مانع از انجام این طرح گردند.
دوماً در این دستورالعمل بیان شده است که کاشت گونه ها تا حد امکان در مناطق قرق و حفاظت شده انجام گردد. در راستای این بند لازم است عنوان گردد که این مناطق (قرق و حفاظت شده) و سایر مناطق تخریب شده مرتعی در صورت قرق و عدم چرای دام قادرند به صورت خودبخودی و با گذر زمان و از طریق فرآیندهایی مانند پراکنش بذر گیاهان، خود را احیا نمایند. کپه کاری و بذرکاری در این مناطق کاری بیهوده است که حتی در صورت انجام می تواند نوعی دستکاری، دخالت انسانی و اختلال در اکوسیستم های طبیعی باشد. پس نیازی به کاشت بذر در این مناطق نیست چرا که در صورت انجام، قبل از آنکه خیرمان متوجه طبیعت شود، شرمان دامنش را خواهد گرفت. چون اکثر مناطق تخریب شده در سامان های عرفی دامداران واقع شده است لازم است عملیات بیولوژیکی در این سامانها، با توجه به اصول علمی و همکاری و هماهنگی با ادارات مرتبط، دامداران و بهره برداران صورت پذیرد. چرا که عدم هماهنگی تبعات اجتماعی زیادی همانند درگیری، آتش سوزی عمدی
عرصه های کپه هکاری شده و غیره را به همراه خواهد داشت.
سوم اینکه گونه های انتخاب شده در این طرح بیشتر شامل بذور جنگلی است که این نمی تواند چندان اساس و پایه علمی داشته باشد. با توجه به اینکه اکثر عرصه های طبیعی ما به جر نوار شمالی کشور، شامل مراتع مشجر و بوته ای می باشد لازم است که اکثر گونه های انتخاب شده گیاهان علفی، پهن برگ و بوته ای خوشخوراک و ارزشمند باشد. به این علت که این گونه ها هم غالبت جوامع گیاهی را به خود ختصاص داده و هم سهم اعظم علوفه دام های چرا کننده را تامین می کنند. از طرفی این گونه های علوفه ای یک، دو یا چند ساله بوده و برخلاف گونه های درختی و جنگلی توقعات و مراقبت های اکولوژیکی کمتری نیاز دارند.
با توجه به اینکه هر ساله شاهد کاهش بیش از پیش نزولات آسمانی در کشور هستیم صرفاً انجام کارهای بیولوژیکی (کپه کاری و بذرکاری) نمی توانند مثمر ثمر واقع شوند و انجام این کار فقط هدررفت سرمایه انسانی و مالی را در پی خواهد داشت. پیشنهاد می گردد بذرکاری با گونه های مرتعی در قالب عملیات بیومکانیکی
(جمع آوری هرزآب ها) مانند بذرکاری همراه با هلالی های آبگیر، پیتینگ، کنتورفارو انجام گیرد تا باعث رشد و استقرار گیاهان از طریق ذخیره نزولات آسمانی گردد. هر چند هر کدام از این عملیات ها نیازمند دانش تخصصی و استفاده از نظرات کارشناسان امر می باشد که در صورت انجام غیرصحیح آن پیامدی جز فرسایش خاک و دست درازی سودجویان و فرصت طلبان نخواهد داشت. همچنین پیشنهاد می گردد کپه کاری در زیر اشکوب گیاهان بوته ای، درختچه ای که دارای نقش پرستاری دارند انجام گیرد. گیاهان پرستار می توانند با توجه به شرایط ایجاد شده میکروکلیمایی می توانند باعث تسهیل شرایط رشد و استقرار برای گونه های کاشت شده را فراهم آورند. این ایده اخیراً در برخی استان ها انجام شده و تاکنون نتایج مثبتی را به همراه داشته است.
و در نهایت باید متذکر شد که طرح ملی جنگلانه دارای نواقص دیگری از جمله همزمانی برگزاری درسرتاسر کشور است که اجرای این طرح در یک زمان معین جای سوال و تعجب فراوانی دارد چون ایران دارای تنوع آب و هوایی، اقلیمی و توپوگرافی فراوان داشته و این باعث بوجود آوردن مناطق ییلاقی، قشلاقی و میان بند شده است که در هر یک از این مناطق فصل رشد و استقرار و در نهایت کارهای اصلاحی و احیایی تفاوت های فاحشی دارد و نمی توان همزمان در سراسر کشور این طرح را اجرا نمود.
اگر قرار است جنگلانه با همکاری گروه های مردم نهاد دردی کوچک از دردهای بی شمار و زخم ها فراوان وارد شده بر طبیعت را بکاهد لازم است اندکی کارشناسی تر و عالمانه تر اجرا گردد تا آنچه که طرح های «فلاحت در فراغت»، «طرح طوبی»، «کشت درختان مثمر در اراضی شیبدار»، «تعادل دام و مرتع»، «طرح خروج دام از جنگل» و سایر طرحها بر بدن نیمه جان این طبیعت وارد آوردند، اندکی بکاهد. قدر مسلم آن است که علاوه بر طرح های غیر کارشناسی، فعالیت های جزیره ای و کارهایی که فقط برای نام و شهرت و جایزه و اول و برتر بودن در سالهای اخیر باب شده است نیز اثراتشان سالهای سال بر پیکر این طبیعت مظلوم و بی یاور باقی خواهد ماند. چه زیبا گفتند سهراب: یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بربخورد؛ اما باید گفت کار از کار بیش از آنچه که فکر می کنیم گذشته است و باید گفت: کاری نکنیم که بیشتر از این قانون زمین را دستخوش تغییرات نابخردانه خود کنیم.
* مدرس دانشگاه و دانشجوی دکتری علوم مرتع (احیا و اکولوژی مرتع)، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری